ده بیست30نما free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
مدتی رو توی این وب با شما دوستان بودم.خاطراتی خوبی هم برام رقم خورد .با دوستان زیادی هم آشنا شدم.بعضی ها هنوز هستند وبعضی ها خبری ازشون خبری نیست.
خیلی دوست داشتم باز هم توی این وب مطلب بنویسم.اما به دلایلی نشد.شاید یک روز همین جا اون دلایل رو نوشتم.خیلی از دوستان درخواستهایی داشتند.یا مطالبی در طول مدتی که نبودم نوشتند اما به همون دلایل بالا نتونستم بخونم که از همشون معذرت می خوام.
در حال حاظر توی یه وبلاگ دیگه ای می نویسم که البته موضوعش با این ولاگ کاملا فرق می کنه.هرکدوم از دوستان خواستند می تونن اونجا بیان قدمشون روی چشم خیلی هم خوشحال
می شم.
به خاطر علاقه ام به این وبلاگ اون رو حذف نمی کنم.شاید گاهی هم بهش سر زدم .احتمالا در اینده یه پست هم نوشتم به شرطی که بتونم همه اون دوستان قبلی رو پیدا کنم.
بنابراین از همه دوستان می خوام اگه آدرس وبشون عوض شده حتما ادرس وب جدیدشون رو توی وب جدید من بدن.با تشکر از همه شما دوستان عزیز.
وبلاگ جدید من یک فنجان قهوه داغ
به زودی با آپ جدید می یام
نگاهي به سريال هاي تلوزيون در ماه رمضان.
بحث ساخت آثار مناسبتي چند سالي است كه در تلوزيون مطرح شده وسال به سال هم تلاش براي ساخت اين گونه آثار افزايش پيدا مي كند.ماه رمضان شايد بهترين زمان براي ساخت مجموعه هاي مناسبتي ست.يك زمان نسبتا مناسب((حداقل سي روز)) فرصت خوبي را فراهم مي كند تا فيلمسازان مختلف قدرت خود را در سريال سازي بسنجند.در طول تماشاي اين مجموعه ها اين سوال پيش مي آيد كه آيا حتما بايد مجموعه هاي مناسبتي ماه رمضان سي قسمتي يا نهايتا سي دو سه قسمتي باشند؟يعني اگر سريالي بيست روز طول كشيد يا چهل قسمتي شد مشكلي به وجود مي آيد؟نتيجه اصرار براين امر كه حتما اين آثار سي قسمتي باشند باعث مي شود كار يا بيش از اندازه كش بيايد وكارگردان محترم مجبور شود يك شلنگ آب برداشته و به كارش آب ببندد تا شايد چند قسمتي ادامه داشته باشد ويا در عرض دو روز كليه شخصيتهاي كار كه چندين روز خرابكاري كرده اند متحول شده وسر وته قضيه با يك اتفاق مسخره هم بيايد.نمونه اين كارها هم كه هر سال زياد تر مي شود.
آثار مناسبتي امسال با اينكه ضعيف ترين وبي خاصيت ترين آثار در طول اين چند سال بودند اما به اندازه همه آنها خبر ساز بودند.مخصوصا بزنگاه اثر رضا عطاران كه حسابي سروصدا به راه انداخت.در زير نگاهي به چهار سريال مناسبتي خواهم داشت.
1- مجموعه روز حسرت
مجوعه روز حسرت كه عنوان پربيننده ترين سريال ماه رمضان را به دست آورد جديدترين اثر سيروس مقدم بود.سيروس مقدم همواره نشان داده كه خيلي خوب رگ خواب تماشاگر ايراني را پيدا كرده وهميشه آثارش جزو پر بيننده ترين ها بوده اند.سيروس مقدم كه پس از پايان سريال نرگس سفري به مكه داشته پس از اين سفر تقريبا تمامي آثارش را با موضوع مذهبي ساخته.اغما،پيامكي از ديار باقي وهمين مجموعه روز حسرت.
وقتي كه موضوع اين سريال مطرح شد همه به اين عقيده بودند كه شاهد اغماء دوم خواهيم بود.اما سيروس مقدم هم مانند تمامي فيلمسازان ديگر اصرار داشت كه اثر جديدش كاملا متفاوت با اثر قبلي اش است.اما...
سريال مثل هميشه پر هيجان شروع شد واز همان ابتدا نويد يك سريال قابل قبول را مي داد.كار با يك هيجان خوب شروع شد وبيننده منتظر بود كه يك اثر پرتعليق وزيبا را شاهد خواهد بود.ولي اينبار نيز سيروس مقدم ترك عادت نكرد.او كه هميشه عادت دارد كارهايش را خوب شروع كند در ادامه نمي تواند اين ريتم را حفظ كند وكار به شدت افت مي كند وبيننده شاهد آب بندي هاي مختلف در طول كار مي شود.اولين ومهمترين ضعف اين سريال انتخاب بازيگران بود.فرامرز قريبيان بازيگر تواناي اين سريال قرار بود نقطه قوت اين كار باشد.مانند آنچه كه پيش از اين از امين تارخ در اغما ديديم. ولي هر چه قريبيان تلاش كرد كارش را خوب اجرا كند ،شخصيت پردازي وفيلمنامه ضعيف اين امكان را از او گرفت.وما عملا چيزي از توانايي ها فرامرز قريبيان در اين كار نديديم.حضور افسانه بايگان هم به عنوان يك زن كه تحصيلات حوزوي دارد براي بيننده تقريبا غير قابل باور بود.نگاهي به آثار گذشته اين بازيگر كافي بود تا تماشاگر بازي افسانه بايگان را باور نكند.اي كاش اين نقش كه قرار بود نقش محوري كار باشد به بازيگر ديگري سپرده شود.
بازي پوريا پور سرخ هم كه مثل هميشه روي اعصاب بيننده بود.واقعا چه فرقي بين بازي پور سرخ در روز حسرت با صاحبدلان،روز سوم،مهمان و... ديده مي شود.حركات يك نواخت،نگاهي كه بيشتر به در وديواربود تا به بازيگر مقابل،
پريشاني در نگاه وحركات حتي در زمان آرامش همراه در چهره پور سرخ ديده مي شد.كه اي كاش او سعي كند تا از اين قالب كليشه اي بيرون بيايد.چون توانايي اجراي نقش هاي مختلف را دارد اما اين قالب كليشه اي هرگز فرصت ديده شدن توانايي هاي پور سرخ را به او نخواهد داد. شخصيت مهراوه شريفي نيا در اين اثر نيز بي شباهت به نقش او در ساعت شني نبود. وهر چه كه او تلاش مي كرد تا كارش را خوب اجرا كند اما اين شباهت در طول كار بسيار ديده مي شد.وبراي تماشاگر زياد راضي كننده نبود.
ضعف ديگر كار جلوه هاي ويژه اين كار بود.نشان دادن مداوم بهش وجهنم برزخي با آن گل گياه وصحراي كارتوني به شدت بيننده را مي آزرد. همين قضيه چشم برزخي كه پيش از اين در انميشن! آخرين گناه كه آن هم اجراي ضعيفي داشت در واقع بيش از انكه نقطه قوت وهيجان بر انگيز كار باشد،نقطه ضعف كار بود.
به نظر مي رسد بيش از انكه قضيه چشم برزخي ومسائل ماورائي كار بيننده را جذب خود كند مسئله ازدواج دوم مسعود واينكه سرنوشت او به كجا خواهد كشيد باعث جذب مخاطب شده است.والبته باز هم شاهد نبوغ فكري وخلاقيت درخشان مقدم در ايجاد داستانهاي متحيرالعقول بوديم.همه چيز خيلي راحت به هم ارتباط داده شد ودر دو قسمت پاياني گذشته وسرنوشت تمامي شخصيت ها نشان داده شد.گناه شخصيت خوب داستان به راحتي بخشيده شد وهمه چيز به خوبي و خوشي به پايان رسيد.كه البته جاي تبريك به كارگردان را دارد كه اينقدر خوب وتوانا همه چيز را ختم بخير كرد وبالاخره كلاغه به خونه ش رسيد.
البته در اين سريال يك نقطه قوت بود كه حيفم آمد از آن به راحتي عبور كنم وآن موسيقي فوق العاده جذاب آريا عظيمي نژاد بود كه مثل هميشه زيبا وجذاب از كار در آمد.از عظيمي نژاد پيش از اين موسيقي متن كارهايي مثل او يك فرشته بود،آخرين گناه،فيلم سينمايي ميم مثل مادر وصحنه جرم ورود ممنوع را شنيده بوديم كه همواره يكي از نقاط قوت اين آثار بود و همينجا ، جادارد تا به استعداد وقدرت عظيمي نژاد در ساخت موسيقي اشاره كنم وبه او تبريك بگويم.

2- مجموعه مثل هيچ كس
مجموعه مثل هيچ كس پر ادعا ترين مجموعه امسال بود.عوامل ساخت اين مجموعه مدام بر اين نكته تاكيد داشتند كه ما فرصت زيادي براي كار داشتيم و مجموعه خوبي ساخته ايم. اما پس از پخش مجموعه همه متوجه شدند كه اينها فقط ادعا بوده ودر عمل چيز خاصي ساخته نشده.وزمان زياد نمي تواند معجزه كند وشاهكار بسازد.علي اكبر ملحوجيان نويسنده اين مجموعه كه پيش از اين آثاري چون پدر سالار وزير تيغ را به عنوان نويسنده داشت اين بار هم مثل تمامي آثارش به دنبال ايجاد يك فضاي ايراني در كار بود والبته تنها نقطه قوت كار همين نشان دادن برخي سنت هاي ايراني و وجود روح ايراني در كار بود.لوكيشن زيباي اين كار به خوبي اتخاب شده بود والبته طراحي صحنه ولباس،گريم وسبك بازي بازيگران به خوبي اين نكته را نشان مي دادند.اما مثل تمامي آثار امسال موضوع كليشه اي اين مجموعه پاشنه آشيل آن بود. سوژه مشابه اين مجموعه را پيش از اين در سريال پدر سالار ديده شده بود.اين كه همه خوش وخرم زير سايه بزرگ خانواده زندگي مي كردند كه يكي از شخصيت هاي خانواده براي به هم زدن آرامش تلاش مي كند.ويكي دو نفر ديگر را هم همراه خود مي كشاند.همين قضيه شكايت از داداشي را در پدر سالار ديده بوديم .قضيه شكايت يكي از پسران از پدر اين بار به شكل يكي از خواهران از برادر ديده شد.هر دو اثر نقاط شبيه زيادي داشتند.وهمين موضوع باعث شد تا مجموعه ان چنان به دل ننشيند.البته بازي خوب بازيگران واين كه بر خلاف ساير آثار شعار زده گي ((از نوع جيغ مانند)) وجود نداشت باعث نجات كار شد والبته يكي از نقاط مثبت ديگر اين مجموعه انتخاب خوب بازيگران بود.درست بر عكس روز حسرت.بازي حسين ياري،پروانه معصومي،حميد ابراهيمي ورامين راستاد((علي رغم تكراري بودن))ةجواد عزتي والبته پرويز پور حسيني بسيار خوب از كار در امد ومجموعه را نجات داد.اين مجموعه نيز مانند اكثر سريالهاي ماه رمضان به خوبي وخوشي ختم به خير شد وشخصيت منفي هم كله پا شد. و حكايت همچنان باقي...
(( به نظر من اين مجموعه بر خلاف تمامي كليشه هايش قابل تحمل ترين مجموعه امسال بود))

3- مجموعه مامور بدرقه
شبكه پنجي ها اين بار با ساختن مامور بدرقه نشان دادند كه چه قدر در ساخت سريال هاي كليشه اي تبحر دارند.
از سعيد سلطاني كه پيش از اين سريال موفق وپربيننده اي چون پس از باران را شاهد بوديم ديدن مامور بدرقه نا اميد كننده بود.انگار تمامي كليشه ها پشت سر هم در اين فيلم جمع شده بودند.سوژه نخ نما ،بازي فوق تكراري واتفاقات آبكي ومزخرف باعث شد تا باز هم به اين نكته برسيم كه سريال سازي ما در اكثر اوقات هنوز در همان دهه شصت گير كرده ونمي خواهد تكان بخورد.
موضع سريال را كه بهتر است اصلا راجع بهش حرف نزنيم .يك داستان به شدت نخ نما وتاريخ گذشته كه تا حالا پانصد سريال وفيلم سينمايي با اين موضع ساخته شده عملا هيچ حرفي را براي ادامه نوشتن باقي نمي گذارد.
بازي هزار بار ديده شده سيروس گرجستاني،شخصيت فوق تكرراي بهاره رهنما كه به شدت روي اعصاب بود((راستي شما نقشي از بهاره رهنما را به ياد داريد كه او از ابتدا ازدواج كرده ويا در آرزوي ازدواج نباشد.))،و بازي بازيگران ديگر كه فكر كنم اصلا ارزش نوشتن ندارند. تنها نكته متفاوت اين مجموعه اين بود كه بالاخره جواد رضويان به آرزوي ديرينه خود رسيد وتوانست يك شخصيت منفي را بازي كند.
اگر شما نكته خاصي از سريال را سراغ داشته باشيد كه بشود در باره اش صحبت كرد حتما به من خبر بدهيد.
4- مجموعه بزنگاه
مجموعه بزنگاه پر سر وصدا ترين مجموعه امسال بود كه مي خواهم بحث در مورد اين مجموعه را با يك توضيح شروع كنم.
رضا عطاران را در كسوت هاي مختلف فيلم سازي ديده ايم.كارگرداني،بازيگري و فيلم نامه نويسي حوزه هايي بودند كه عطاران در آنها هنر نمايي كرده است.من به شخصه بيشتر به عطاران نويسنده علاقه دارم تا عطاران بازيگر و كارگردان.البته هموراه از طرفداران كارهاي عطاران بوده ام وخواهم بود.وآثارش را دوست داشته ام.اما اينبار موضع منفي عليه او دارم.
--------------------------
مجوعه بزنگاه اثري ست كه به شدت سر وصدا كرده ونظرات متفاوتي را بر انگيخته است.تماشاگران اين مجموعه به دو دسته كاملا مخالف وكاملا موافق و دو آتشه هستند وحد وسطي وجود دارد.
نكته بسيار جالب اين بود كه اكثر كساني كه طرفداري اين مجموعه را داشتند از كساني بودند كه در حوزه نقد ادعا هاي فراواني دارند.خواندن نقدهاي افرادي چون امير قادري ويا شنيدن صحبتهاي كساني مثل كمال تبريزي وابراهيم طالبي نژاد به شدت تعجب بر انگيز بود.البته امير قادري سابقه طولاني در ادعاي تافته جدا بافته بودند دارد وخواندن نقد از نا كجا آورده اش زياد عجيب نيست اما شنيدن حرفهاي كسي مثل كمال تبريزي كه بدون شك يكي از بهترين طنز سازان سينماست در دفاع از اين مجموعه بسيار عجيب بود.فكر مي كنم اكثر افراد نقد سه را در مورد مجموعه بزنگاه را ديده باشند.صحبت هاي بسيار جالب وعجيب كمال تبريزي وابراهيم طالبي نژاد بسيار تعجب بر انگيز بود.والبته در نهايت بزنگاه با اجاره نشبن ها مقايسه شد .اگر كمي هم ادامه پيدا مي كرد(( كه ادمه خواهد داشت)) شايد كار با آثار چارلي چاپلين و ديگر طنز پردازان بزرگ سينما مقايسه شود(( خدا به خير كند)).
آنچه كه در اين نقد ها روي آن تاكيد شده بود طنز متفاوت عطاران در اين كار بود.من هم به اين تفاوت صحه مي گذارم. ومعتقدم اين سريال ضعيف ترين،بي منطق ترين وبه كلام ساده تر افتضاخ ترين ساخته عطاران بود((با عرض معذرت از طرفداران رضا عطاران)).
نمي دانم اين عزيزان منتقد چه نكته اي در اين سريال كشف كرده اند كه آنرا جزو آثار شاهكار طنز به حساب مي آورند.
انگار كم كم بايد به وجود چشم بصيرت در اين عزيزان اعتقاد پيدا كرد.
يكي از چيز هايي كه در نقد هاي اين منتقدان ديده مي شود اين بود كه كار عطاران بسيار متفاوت بوده واين كه اين سريال يك طنز موقعيت بوده و چون در جزو اولين كار هاي متفاوت در اين زمينه به معناي واقعي بوده بايد به هر شكل از اين اثر حمايت كرد.
آيا چون اين اثر شروع يك طنز متفاوت است بايد ضعف هاي ان ناديده گرفته شود؟آيا مي توان بر نقطه ضعف هاي بيشمار اي سريال اين عنوان را گذاشت كه چون طنز متفاوت است وبراي اولين بار است كه اين نوع طنز درتلوزيون ساخته شده پس كار فوق العاده است؟
اين دوستان انگار هنوز نفهميده اند كه اين كار طنز نبوده وهجو است.درست در نقطه مقابل طنز.كه در آن تلاش شده تا با مسخره كردن مشكلات بيان شود.والبته كاملا مشخص است كه مسخره كردن كار زياد جالبي حداقل در ميان ايراني ها نيست.
نمي دانم چرا اين دوستان اين قدر متفاوت بودن كار را به رخ مي كشند .
كجاي اين سريال متفاوت بوده است؟هر چه كه در اين مجموعه ديديم تكرار مكررات بوده وعطاران ملغمه اي تمامي شوخي هاي خود را در اين مجموعه به نمايش گذاشته است.
نقش كنه واري كه عطاران پيش از اين سريال در ترش وشيرين وتوفيق اجباري به نمايش گذاشته بود آيا متفاوت بود؟
آيا حميد لولايي در حال تكرار كردن خشايار مستوفي نيست؟ حتي لرزش دستانش نيز يادگار همان خشايار مستوفي است.
شوخي با توالت كه انگار امضاي كار عطاران است. كه البته گاهي مي تواندجذاب باشد.اما ديدن اين شوخي هنگامي كه مردم در حال خوردن غذا هستند چه قدر مي تواند جذاب باشد؟
خوردن در به سرو كله بازيگران را پيش از اين در سه در چهار ديده بوديم.تكرار ديوانه وار يك جمله (( آقا جون روز آخر منو كشيد كنار ...)) را پيش از اين در خانه به دوش با اين ديالوگ ((من چي بپوشم)) ديده شده بود؟كله پا شدن بازيگران را هم كه در ترش وشيرين ديده بوديم.
بازي رضا صادقي كه به تنهايي مي تواند بار طنز يك سريال سنگين را به دوش بكشد چه تفاوتي داشته است؟
وهزاران تفاوت ديگر.
خيلي راحت مي توان فهميد كه رضا عطاران به كارش اعتقاد نداشته ويا شايد در ارائه آن ضعيف عمل كرده است.آوردن احمد پور مخبر براي جلب كردن تماشاگر درست پس از سرازير شدن انتقادات بسيار مردم بود.وكاملا مشخص بود كه عطاران براي از دست ندادن مخاطب احمد پور مخبر را به سريالش اضافه كرد چون اصلا نامي از او در تيتراژ ديده نشده بود.
حال با اين همه تكرار وكليشه(( فكر كنم بيش از شصت بار از واژه كليشه استفاده كردم،ببخشيد)) چگونه منتقدان ادعاي متفاوت بودن را به اين سريال نسبت داده اند نمي دانم.
عده اي معتقدند كه اين كار بسيار به واقعيت جامعه نزديك شده وبسياري از مشكلات را به تصوير كشيده است.
آيا تمسخر مراسم عزاداري خيلي جالب است.واقعا در كجا ديده شده كه ميت بدبخت را بالا وپايين پرتاب مي كنند.
آقاي عطاران ادعا كرده اند كه اتفاقات بدتر از اين را هم ديده اند.ولي تا انجايي كه مي دانم حتي در مراسم كساني كه از مرده خود نيز متنفر بوده اند چنين صحنه هايي ديده نشده است.
بوده اند كساني كه از مرگ يكي از عزيزانشان حتي خوشحال شده اند اما حداقل براي حفظ آبرو اين چنين حركاتي از خود به نمايش نمي گذارند.
واقعا چه كسي ديده است كه سه روز پس از مرگ پدر خانواده ولو بسيار بد مراسم خواستگاري در فاميل برگذار شود.
خيلي ها مي گويند كه اين سريال بارها آن ها را خندانده.نمي دانم آيا حركت كردن قورباغه اي حميد لولايي انها را خندانده يا رفتن رضا صادقي دم چاه توالت و گفتن اينكه: اينجا جاي آنتن دادن است آنها را خندانده.

ای کاش عطاران باز هم به آن عطارانی که می شناختیم باز گردد.وتبدیل به همان طنز پردازاجتماعی بشود.
البته حيف است در اين مطلب از بازي خوب نيكي نصيريان هنرمند خردسال وهنرمند اين سريال اسمي برده نشود كه به تنهايي بار اين سريال را به دوش كشيد وكمي توانست تماشاگران را جذب كار كند.
تقريبا يك سال پيش بود كه درست روز سي ويك شهريور سال هشتاد وشش اين وب راه افتاد
.اولش زياد برام جدي نبود اما در طول كار اهدافي رو براي خودم در نظر گرفتم كه البته تا حدودي موفق بودم ودر برخي مواقع نا موفق.در طول اين يكسال همين وب باعث آشنايي با چند دوست عزيز شد
.واصلا پس از راه اندازي اين وب بود كه فهميدم چيز زيادي در مورد سينما نمي دونم.اما در طول اين يكسال ديدگاهم در مورد سينما خيلي عوض شد.درسته كه به اون اهدافي كه داشتم به طور كامل نرسيدم اما حداقل تونست يك شروعي براي من باشه.واين براي من كافيه.در طول اين مدت دوستاني از ابتدا با من واين وب همراه شدند وتا حالا هم هستند.دوستان ديگه اي هم از ميانه راه همراه شدند والبته بودند كسانيكه شايد از نوشتن من زياد خوششون نيومد وبي خيال اين وب شدند.به هرحال مي خوام از همه كاسني كه در طول اين يك سال همراهم بودند،تشويقم كردند،ازم انتقاد كردند وچيز هاي زيادي بهم ياد دادند تشكر كنم.البته از دوستان به صورت تك تك اسم نمي برم چون ممكنه كسي رو فراموش كنم وبعدش...اميدوارم اين وب چندين سال عمر كنه وكم كم به اون چيزي برسه كه هدف من بوده
.در ضمن اين مطلب بايد چند روز قبل نوشته مي شد ولي به دليل مسائل مختلفي از قبيل همزماني با شبها قدر وآغاز دانشگاه ودرگيري هاي مربوط به اون باعث شد تا چند روزي اين مطلب به تاخير بيافته
.------------------------------------------------------------
اين روزها اتفاقات مختلفي براي سينما وتلوزيون افتاد
.مهمترينش اينه كه انگار جناب فرشته مرگ خاطر خواه اهالي سينما شده وعزيزان زيادي در اين مدت سينما رو تنها گذاشتند.از خسرو شكيبايي عزيز كه هيچگاه رفتنش رو باور نخواهم كرد تا فرهاد خان محمدي كه اي روزها سينما وزندگي رو براي هميشه ترك كرد.اتفاق مهم ديگه اي كه در اين روزها افتاد وبرعكس اتفاقات قبلي بسيار هم خوشحال كننده است حضور اولين بازيگر زن ايراني در سينماي مطرح هاليوود هست
.اون هم در فيلم كارگردان بزرگي چون ريدلي اسكات.پيش از اين هنرممنداني مثل همايون ارشادي هم به اين افتخار دست يافته بودند وحالا با اضافه شدن گلشيفته فراهاني مي تونيم اميدوار باشيم كه سينماي ايران وهنرمندانش در آينده مي تونند حرفهاي زيادي براي گفتن داشته باشند
.البته بودند كوته فكران وتنگ نظراني كه مثل هميشه حس حسادتشون گل كرده وسعي در خراب كردن گلشيفته داشتند.اما خب مثل هميشه تير اين بي خردان به سنگ خورد.البته نمي دانم تا كي شاهد اين تنگ نظري ها بايد باشيم.تا كي بايد شاهد باشيم كه به جاي قدرداني از هنرمندان شاهد دلهاي شكسته شان باشيم.به هرحال اميدوارم روزي برسه كه ديگه شاهد چنين اعمال بچگانه اي نباشيم.نكته ديگري كه در اين روز ها بسيار سر وصدا كرد بحث مربوط به سريال هاي ماه مبارك رمضان است
.كه من تصميم دارم در مورد اين سريال ها وكلا بحث سرايل سازي ماه رمضان حرفهايي بنويسم.ان شا الله بعد از به پايان رسيدن اين شاهكارهاي تلوزيون!!! مطالبي در اين مورد خواهم نوشت.يك نكته ديگر اينكه تا چندي ديگر فيلم دعوت اثر ابراهيم حاتمي كيا به روي پرده خواهد رفت
.اثري كه پيش از ساخته شدندش جنجال هاي بسياري رو داشته.پس بايد منتظر باشيم تا ببينم اين بار ابراهيم حاتمي كيا در مقام يك كارگردان اجتماعي ساز چه كرده است؟مدتي پيش فيلم مهمان ساخته سعيد اسدي رو ديدم
.توي اين فيلم سكانسي بود كه بدجور روي من
تاثير گذاشت وذهنم رو مشغول كرد
.در يكي از سكانس هاي اين فيلم بچه اي به دنيا مي ياد وقتي از مادر بچه اسمش رو مي پرسن اون مي گه:رستم .در پاسخ يكي از شخصيت هاي فيلم ميگه)):توي اين دوره وزمونه كي رستم رو مي شناسه مي ذاشتي آرنولد.همه مي شناختنش)).كاري به جنبه طنز فيلم يا ديالوگ هاش ندارم.اما پس از ديدن اين سكانس وفكر كردن روي اون پي به حقيقت تلخي بردم.توي اين زمونه،در قرن بيست ويكم كه قرن فناوري واطلاعاته وبه راحتي مي شه هر چيزي رو منتقل كرد چرا رستم براي جوان هاي ما شناخته شده نيست.چرا بچه هاي ما به جاي اينكه به دنبال رستم وسهراب وآرش و
... بگردند دنبال اسپيادرمن وبتمن وسوپرمن مي گردن.ما تاريخي داريم به وسعت هزاران سال
.اسطوره هايي داريم كه بايد بهشون افتخار كنيم.اسطوره هايي كه در واقع بيانگر فرهنگ وانديشه ما هستند.رستم وسهراب يعني ما.يعني جوان ايراني.چرا يك بچه شش ساله وقتي مي خواد دفتر وكيف و... بخره دنبال اينه كه حتما عكس مرد عنكبوتي روش باشه.مرد عنكبوتي اصلا كيه؟ساخته كجاست؟چرا بايد هويت بچه هاي ما گم بشه
.زماني كه ما قوي ترين فرهنگ رو داريم.اسطوره هايي داريم كه بايد بهشون افتخار كنيم چرا بايد سوپر من به جاي سهراب بشه سرمشق بچه ها.
كشور آمريكا نه تاريخ آن چناني داره،نه فرهنگ مختص به خودش رو
.اما اونها هاليوود رو دارند و به راحتي افكار خودشون رو توي كل دنيا نشون مي دند.آيا ديده شده كه توي يك فيلم هاليوودي به فرهنگ آمريكايي توهين بشه.يا اصلا ديده شده كه توي اون تصوير مردم آمريكا برخلاف چهره واقعي شون باشه. ما هزار سال تمدن وفرهنگ داريم.زماني كه ما توي جهان پادشاهي مي كرديم آمريكا وهاليوودي نبود اما الان همه چيز بر عكس شده.اصلا من قصد ندارم بحث هاي آن چناني بكنم وبگم
:اي هوار بياين همه جوان ها غرب زده شدند.من قصد دارم بگم ما بايد از طريق سينما هنر خودمون رو وفرهنگ خودمون رو نشون بديم
.الان در همين تلوزوين خود ما پخش فيلم هاي كره اي مد شده
.الان در كره با خرج كردن وبا استفاده از قدرت سينما تاريخ كشور شون داره به دنيا پخش مي شه.جواهري در قصر يا امپراطور دريا وتاجر پوسان و... براي چي ساخته شدند؟براي نشون دادن فرهنگ وتمدن كشور كره.آيا در ايران كاري به اين وسعت ودر حد جهاني ساخته شده؟ اصلا چند كارگردان ايراني رو سراغ دارين كه در مورد تاريخ ايران فيلم مي سازه
.سه يا چهار نفر.مرحوم علي حاتمي- حسن فتحي و بهمن فرمان آرا .چرا بايد توي فيلمهاي ايراني نشاني از فرهنگ ايراني ديده نشه
.متاسفانه در بعضي از فيلما فرنگ ايراني به تمسخر گرفته مي شه.يا اصلا ديده نمي شه.گاهي برخي از فيلم هاي ايراني تصويري غير واقعي از مردم ايران نشونمي دند.با همه احترامي كه به آقاي فريدون جيراني وكارهاش قائلم متاسفانه ايشون در دو كار اخيرشون فضاي ايراني رو از دست دادند.پارك وي يك اثري مي شود شبيه فيلمهاي غربي.اصلا چه نيازي هست فيلمها اسلشر در ايران نشان داده بشه.آيا خانواده اي كه در اين فيلم مي بينيم نشان گر تصوير واقعي از مردم ايرانه. شايد اقليتي باشند كه شخصيت كاراكتر هاي پارك وي در اونها ديده بشه اما آيا اين صحيحه كه چنين تصويري براي كل مردم ايران قائل شد.
چه خوب وچه بد مردم ايران به احساساتي بودن معروفند وكسي نمي تونه منكر اين قضيه بشه
.گيرم گاهي كمتر گاهي بيشتر.اما نمي شود اين قضيه رو كتمان كرد.آيا فيلم هاي اسلشر با آن خشونت وحشتناك كه ذات اين فيلمها هستند جايي در فرهنگ ما دارند.چه نيازي به ساختن چنين آثاري هست.اين هم از شاهكار ايشان در تلوزيون وسريال مرگ تدريجي يك رويا.با اينكه اين سريال نقاط قوت بسياري داره اما گاهي متاسفانه تصويري نادرستي از جامعه مامي ده.آيا تصويري كه از مارال ((با بازي سرد ساميه لك)) به نمايش داده شده،تصويري از يك مادر ايرانيه.آيا چهره يك همسر ايراني همين چهره اي هست كه در اين فيلم مي بينيم.
مدتهاست كه آثار ما در جشنواره هاي معتبر نمي درخشند
.چرا چون يكي از اصلي ترين ملاك هاي برگزيده شدن فيلمها در جشنواره بومي بودن اون فيلمهاست.چرا آثار مجيد مجيدي در دنيا طرفدار دارد چون كارهاي مجيدي به شدت ايراني هستند.بچه هاي آ سمان چه صحنه محيرالعقول ويا چه بازي شگفت انگيزي داشت كه اين چنين مورد توجه قرار گرفته.تا كي بايد شاهد باشيم كه اسطوره هاي خيالي وتوخالي وپوچ هاليودي جاي اسطوره هاي اصيل ايراني رومي گيره
.تا كي بايد منتظر باشيم تا تصويري درست از داريوش كبير توي سينماي ايران ببينيم.تا كي بايد شاهد باشيم كه سنت هاي ما وآيين هاي ازدست مي ره.والنتاين موضوع يك فيلم مي شه اما روز عشق كه در اسفند ماه هست ديده نمي شه. شب يلدا يا روز سيزده فروردين در كجا ي سينماي ما ديده مي شند.چرا تصويري از شاهنامه در سينماي ما ديده نمي شه. ما كه ادعا داريم رستم نمونه بارز يك ايراني هست پس چرا ما نمي تونيم رستم رو توي فيلمها مون به تصوير بكشيم.البته بر اساس واقعيت نه اينكه مثل شاهكار جناب نوري زاد آبروي اين اسطوره ها رو ببريم. تا كي بايد شاهد اين باشيم كه سينماگران داخلي به اشتباه تصوير نادرستي از اسطوره ها وبزرگان ما مي دهند.جنجال سريال شهريار كه فراموش نشده.متاسفانه ما هنوز قادر نيستيم تصوير كسي رو كه هم عصر ماست وبسياري از نزديك هاي اون زنده هست رو درست نشون بديم.بايد به فكر تاريخ وتمدن ايراني بود وگرنه
...توضيح
: من قبلا در مورد فيلمهاي تاريخي بحث كرده بودم اما اين بحث شكل كامل شده اون هست ومعتقدم باز هم بايد به شكل فراگير تري در مورد اين موضوع بحث كرد.خداحافظ عمو خسرو![]()
ساعت دو بعد از ظهر بود كه شبكه دو در يك جمله كوتاه نوشت
:خسرو شكيبايي درگذشت.باور نكردم.خيال كردم حتما دارن شايعه هايي رو كه توي هفته قبل شنيده شده بود رو نشون مي دادند وتكذيب مي كردند.آخه قبلا هم بعضي از دوستان خبر فوت بازيگران رو پخش كرده بودند كه بعدها از طريق تلوزيون تكذيب شد.اما اين بار شايعه وتكذيبي در كار نبود.چون چند لحظه بعد در حاليكه عكسهايي از خسرو شكيبايي عزيز رو پخش مي كردند به صورت زير نويس نوشته شد مراسم تشييع پيكر آن مرحوم...جا خوردم
.يعني اين شايعه نبود.دروغ نبود.يعني قرار نيست تكذيب بشه.واي خداي من...ناخودآگاه ياد خانه سبز افتادم
.ياد پدر هميشه سبز خانه سبز.وقتي كه كلمه سبز رو با اون سبك گويش زيبا ومنحصر به فردش ادا مي كرد.سبز...در يك لحظه تمامي فيلمهايي كه از خسرو شكيبايي عزيز رو ديده بودم اومد جلو چشمام
:هامون- سارا- كيميا - دختري به نام تندر((كه هيچگاه دوستش نداشتم ))- ازدواج صورتي- سالاد فصل- حكم- چه كسي امير را كشت- کاغذ بی خط-خواهران غريب.واي خواهران غريب وصداي دلنشين خسرو عزيز:مادر من مادر من تو ياري وياور منهنوزم نمي تونم باور كنم
.منتظرم خسرو شكيبايي عزيز رو توي تلوزيون ببينم وبعد با اون صداي قشنگ بگه من هنوز هستم.من هنوز زنده ام.آره نبايد باور كنيم كه عمو خسرو رفته
.اون زنده است.مادر من مادر من تو ياري وياور من
.هنوزم توي گوشم داره مي پيچه. كاش مي تونستم از نزديك ببينمش.اون وقت ازش مي خواستم برام شعر بخونه.آخه صداش رو خيلي دوست داشتم.رفت به همين سادگي
.شايد از ساده هم ساده تر.يك جمله كوتاه
:خسروشكيبايي درگذشت.حميد هامون رفت. چه بخوايم چه نخوايم اون از پيش ما رفته.به همين راحتي
. ديگه نمي شه كاري كرد.بايد باهاش خداحافظي كنيم.تا آخر دنيا.ديگه كسي با اون صداي زيبا ونگاه پر شورش به نقش ها جون نخواهد داد
.خسروشكيبايي عزيز رفت اما اونقدر نقش هاي خاطره انگيز واسه ما گذاشته كه تا سالها بتونيم ببينيمشون وازشون لذت ببريم.خسرو شكيبايي هرگز تكرار نخواهد شد
.ديگر آشفتگي هاي آقاي حميد هامون تموم شد
.حالا ديگه مي تونه استراحت كنه
.ديگه نمي تونم چيزي بنويسم
.فقط يك خاطره براتون مي نويسم،از زبان رضا كيانيان كه در مجله سينماي پويا شماره يك چاپ شده.اگه دوستان تونستن حتما تهيه اش كنند چون يك مصاحبه خوندني رو مي تونن توي اون از خسرو شكيبايي عزيز بخونند.خاطره اي از زبان رضا كيانيان
سالها پيش تازه معروف شده بودم ومردم مرا مي شناختند.يك روز با رنو 5 سبز سدري ام،پشت چراغ قرمز چهار راه تختي- عباس آباد- منتظر سبز شدن چراغ بودم.يك پسر بچه به شيشه جلو رنو حمله كرد كه آن را پاك كند.من با حركت سر ودست كوشش مي كردم منصرفش كنم.وقتي به من نگاه كرد كمي صبر كرد وامد پرسيد:تو بازي گري؟
گفتم :بله
گفت:اسمت چيه؟
گفتم:تو بايد بگي
گفت: اول اسمت رو بگو.
گفتم
:كگفت
:كتيبائي!منظورش شكيبايي بود خسرو آن سالها معروف ترين چهره سينما بود
.با خودش حال وهواي تازه اي به سينما آورده بود.حركات رها وبي مهابا،جملات وكلمات گاه شكسته بسته،نگاه هاي پر شور ولحن صداي منحصر به فردي كه فقط مي شد از دهان او شنيد ولذت برد.اكثر كارگردانها وتهيه كنندگان دنبال او بودند وكوشش مي كردند اورا در فيلم خودشان داشته باشن.فيلمنامه نويسان براي او مي نوشتند وبازيگران خوشحال مي شدند كه با او همبازي شوند.او يك ستاره بود
.ستاره اي كه فضاي اطرافش را وفضاي فيلم را به شكل خودش رنگ مي زد.جمله پاياني
:براي شادي روح خسرو شكيبايي عزيز يك فاتحه بفرستيم
.وخداحافظ عمو خسرو،خداحافظ آقاي هامون
...
اینم چند تا کاغذ دیواری که خودم ساختمشون.((عکسها به صورت فشرده قرار داده شده است.به اندازه اصلی خود ذخیره خواهد شد.))

دیوان حافظ رو باز کردم این شعر اومد که توی تصویر می بینین.هرکی معنیشو فهمید بهم خبر بده.

سفر بخیر عمو خسرو

این عکس رو بیشتر از همه دوست دارم.عمو خسرو داره گریه می کنه.شاید به خاطر تماشاگرانی که به خاطر اونها کار می کرد

دوستان عزيز بالاخره بعد از سه ماه دوري باز هم اومدم تا توي وب بنويسم.توي اين سه ماه كلي زحمت كشيدم درس خوندم والبته از شر كنكور هم راحت شدم.دوري از وب خيلي برام سخت بود چون خيلي بهش عادت كرده بودم ولي خب مجبور بودم.اين آپ رو كردم تا سه تا مطلب رو بنويسم.
اول:تشكر از همه دوستان عزيزي كه توي اين مدت من رو فراموش نكردند ونظراتشون باعث شد تا من به بازگشت اميدوار باشم وبدونم كه فراموش نشدم.لازم دونستم از اين عزيزان قدرداني كنم.![]()
عليرضاي عزيز دوست گلم كه توي اين مدت خيلي بهم لطف داشته- اقليماي عزيز كه مثل خود من درگير كنكور بودند-مرهم عزيز كه به شخصه عاشق نوشته هاشون هستم- عباس گل كه مثل هميشه همراهم بود.دوستان ديگري مثل ماندانا خانم وطلا خانم هم من رو فراموش نكردن والبته برخي دوستان كه الان حضور ذهن ندارم واگه اسمشون رو نبردم معذرت مي خوام.البته بودند دوستاني كه بي وفايي كردند ومنو هم از ياد بردند كه البته اين رو مي گذارم به حساب مشغله ذهني اين عزيزان.
نكته دوم:نمي دونم براتون مهمه يانه.اما مي نويسم.امروز روز تولد منه.تولدم مبارك.
از يك طرف خوشحالم چون بزرگتر شدم و چيزهاي جديدي رو توي زندگي كشف كردم.از طرف ديگه ناراحتم چون يك سال از عمرم گذشت.به قول معين:عمر گران مي گذرد خواهي نخواهي/سعي برآن كن كه نرود رو به تباهي.
از خدا مي خوام كه به همه مون كمك كنه تا عمرمون رو به تباهي نره.
نكته سوم:اين آپ مطلب سينمايي نداشتم اما منتظر آپ بعدي باشيد با تغييرات بسيار بسيار كلي در خدمتون خواهم بود.
باز همه تشكر از همه شما.
راستي براتون يه هديه آوردم.آهنگ متن سريال روزي روزگاري.حتما بسياري از دوستان اين فيلم رو ديدن وباهاش كلي خاطره دارند.اميدوارم از اين آهنگ لذت ببرند وبراشون خاطره انگيز باشه.
يك توضيح:
اول از همه بايدبه خاطر نظرات شما دوستان تشكر كنم.يك تشكر ويژه از ماندانا خانم كه قراره يك عدد كت شلوار زرد قناري برام بفرستم!مرام ومعرفت رو ايشون در حق بنده تمام كردند!همچنين از اشكان خان به خاطر اينكه مي خواستند كيبوردشان را براي بنده بفرستند!خوب اين از اين.اميدوارم عيد نوروز خوبي داشته باشين البته براي ما زياد جالب نبود ولي خب... عيد بود ديگه... بگذريم.عزيزان همون طور كه تا الان حتما شنيديد من موسيقي از فيلم شاهكار ميم مثل مادر رو گذاشتم توي وبم حتما بهش گوش كنيد ولذت ببريد واقعا شاهكاره.
يك نكته:در باره پاسخ سوالي كه در پست قبلي داشتم بايد بگويم متاسفانه تمامي جوابها اشتباه بود چون بنده شخصا هر چه قدر با شماره هايي كه اعلام شده بود تماس گرفت هيچكسي گوشي را برنداشت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!. البته يك راهنمايي ،از آنجايي كه جناب الياس خان مايه دار مي باشند پيش شماره تلفن همراه ايشان مخصوص خودشان است پس بيخودي به دنبال شماره هايي با پيش شماره 09 از كي تا حالا و09 همراه اول نباشيد. شما همچنان وقت داريد كه در اين مورد فكر كنيد.
در ضمن اين آپ بيشتر بيانگر نظرات خود بنده به عنوان يك ببينده مي باشد.باتشكر.فعلن.يا علي.
سخن ماندگار:
يادت باشد زمانى را كه صرف عميق تر كردن دوستى دو نفر مى شود هرگز هدر نمى رود.
در مقابل خطاى ديگران گذشت كن، همانطور كه از عيوب خودت چشم پوشى مى كنى.
نگاهي به مجموعه نشاني:
شبكه دو در سالهاي اخير نشان داده به خوبي توانايي جذب مخاطب را دارد.پخش سريال پرمخاطب جواهري در قصر يا برگزاري جشنواره فيلمهاي سينمايي اين مطلب را تائيد مي كند.اما امسال براي عيدنوروز اين شبكه اثري جالب توجه نداشت.سريال نشاني داستان نسبتا خوبي داشت اما متاسفانه همراه شده بود با فيلمنامه اي به شدت ضعيف والبته بازي ضعيف بسياري از بازيگران.در اين فيلم يك خانم خارجي براي كشف يك گنج به يك خانه فرستاده مي شود.اما نه تنها گنجي يافت نمي شود بلكه مثل فيلمهاي درجه يك قبل از انقلاب!پسر خانواده خاطر خواه دختر خارجيه شده ودر نهايت باهم ازدواج مي كنند.عجب سريالي! اولين نكته اي كه در اين سريال به شدت توي ذوق مي زد بازي ضعيف آتنه فقيه نصير در نقش ليلا دختر خارجي بود. متاسفانه در سينما وتلوزيون بازي بازيگران در نقش افراد خاجي بادشو.اري بسيار همراه بوده ونتيجه كار اغلب يك بازي بسيار وضعيف خواهد بود.انتخاب بازيگر ايراني وشناخته شده براي نقش يك فرد خارجي چه دليلي دارد؟آيا كارگردان اين مجموعه يعني جناب رامبد جوان كه پيش از اين سريال موفق گمگشته را از او ديده بوديم نمي دانستند كه چهره ايراني ها شرقي است وبا چهره غربي تفاوت بسياري دارد؟آيا صرفا عوض كردن طرز صحبت كردن بازيكر واضافه كردن چند ديالوگ مثل ماي گاد واين جور چيزها باعث مي شود يك بازيگر ايراني نقش يك آدم خارجي را بازي كند؟واقعا طرز حرف زدن آتنه فقيه نصير در اين سريال بسيار بد ومصتوعي بود.يك بازي غلو شده وضعف كه مسخره بازي در آن به شدت توي ذوق مي زد.واقعا هنوز كارگردان اين سريال نمي داند كه تماشاگران تلوزيون حرفه اي شده اند.وهرچيزي را قبول نمي كند.او نمي داند سطح سليقه مردم بالا رفته است.زماني كه من اين سريال را مي ديدم به شدت حرص مي خوردم از نحوه بازي كردن خانم فقيه نصير در حاليكه در گذشته بازي هاي خوبي از ايشان ديده بودم.به نظر من براي بازي در اين نقش دو راه وجود داشت.يكي از استفاده از بازيگران غير ايراني ويا استفاده از بازيگران ايراني كه كمتر ديده شده اند.البته با كاركردن روي چهره آنها.در ميان سريالهاي ايراني به نظر من تنها دوبازيگر بودند كه توانسته اند نقش افراد خارجي را به خوبي ايفا كنند.يكي بازيگر نقش رابرت نورس در سريال يك مشت پر عقاب كه واقعا عالي بود.البته اسم اصلي ايشان در خاطر من نمانده .ازي ايشان به شدت خوب بود.ايشان بدون هرگونه ادا واطوار وحرف زدن هاي مسخره يك بازي طبيعي را ارائه داده است.بازي ديگري كه براي من مورد توجه بود بازي خانم شيلا خداداد در سريال مسافري از هند بود كه با توجه به ناشناخته بودن ايشان وگريم بسيار خوبشان بسيار عالي بود.حال طرز حرف زدن خانم خداداد را مقايسه كنيد با طرز حرف زدن خان فقيه نصير.
در اين فيلم يك سكانسي بود كه واقعا مخاطب احساس مي كرد به شعورش توهين شده وآن صحنه دزديده شدن كيف بود.واقعا تا كي مي خواهيم اينگونه صحنه ها را در سريال هايمان ببنيم.تابلو بازي هم اندازه اي دارد!
تنها نكته قابل توجه اين فيلم استفاده از بازيگراني بود كه سابقه بازي طنز نداشتند.يكي داود رشيدي وديگر پرويز پورحسيني والبته كوروش تهامي.كه البته تنها اقاي رشيدي توانسته بودند يك بازي طنز نسبتا خوب ارائه دهند ما ديگران زياد خوب نبودند.اي كاش سازندگان اين سريال بيشتر روي مجموعه فكر مي كردند.

نگاهي به مجموعه مرد هزار چهره:
نام مهران مديري كافي است تا در تيتراژ يك مجموعه باشد تا همه از كيفيت ونوآوري مجموعه مورد نظرمطمئن باشند.درحاليكه پس از مجموعه باغ مظفر مهران مديري در يكي از برنامه ها گفته بود كه مي خواهد مدتي كارگرداني را كنار بگذارد وفقط به بازيگري بپردازد.اين تصميم منجر به بازي او در دوفيلم سينمايي با نامهاي هميشه پاي يك زن در ميان است ودايره زنگي شد.و او ثابت كرد به همان اندازه كه در كراگرداني تبحر دارد بازيگري را نيز به خوبي بلد است.پس از اين دو فيلم سينمايي در حاليكه بسياري نام مجموعه جديد مهران مديري را گنج مظفر اعلام كرده بودند اما اين مرد هزار چهره بود كه توسط وي ساخته شد.حضور نويسندگاني چون محراب قاسم خاني وامير مهدي ژوله وخشايار الوند به سرپستي پيمان قاسم خاني طنز قابل قبول فيلم را تضمين كرد.اولين نكته اي كه پيش از اين مجموعه سر زبانها افتاد شايعه هايي در مورد حضور بزرگان سينما در اين مجموعه بود.بسياري از حضور خسرو شكيبايي وامين حيايي در اين مجموعه خبر داده بودند اما در نهايت حضور هيچ كدام از اينها تائيد نشد.اما حضور افرادي چون عليرضا خمسه وپژمان بازغي همه را به ديدن سريال جديد مهران مديري مشتاق كرد.عليرضا خمسه كه خود يك كمدين پرسابقه به شمار مي ايد اينبار با نابغه طنز سازي تلوزيون همراه شد تا اثري جالب را خلق كند.آنونس فيلم كه پخش شد همه را به ديدن يك مجموعه كاملا متفاوت وپر بازيگر دعوت كرد.البته از همان ابتدا مشخص بود كه اين مجموعه همانند شبهاي برره كار پرهزينه اي خواهد بود.نكته اي كه شايد براي ببيندگان زياد جالب نبود عدم بازي رضا شفيعي جم وجواد رضويان در اين مجموعه بود.اين دو بازيگر پرقدرت طنز سينما كه به نوعي شهرت خود را مديون مهران مديري هستند.سريالهاي مهران مديري به خصوص پس از مجمعه پاورچين به شدت مورد توجه مخاطبين قرار گرفته اند ومعمولا جزو پرمخاطب ترين هاي تلوزيون شده اند.مهران مديري در ساختن طنز هاي تلوزيوني استاد است واين بر كسي پوشيده نيست اما سريالهاي مناسبتي مهران مديري زياد چنگي به دل نزده اند.سريال نه چندان موفق جايزه بزرگ كه چند سال قبل در عيد نوروز پخش شده بود هرگز نتوانست محبوبيت آثاري چون پاورچين،نقطه چين وشبهاي برره را به دست آورد.انگار سريالهاي مديري براي جذب مخاطب به زماني بيش از 15 روز نياز دارد.سريال مرد هزار چهره هم با وجود همه تفاوت هايش ودوري از كليشه هاي رايج طنز هاي تلوزيوني نتوانست خود را به پاي سريالهاي نود قسمتي مهران مديري برساند.براي من به عنوان يك ببينده وطرفدار آثار مديري اين سريال يك اثر متوسط براي او به شمار مي آيد.البته براي من تا نيمه سريال به شدت جذاب بود.دوقسمتي كه مسعو د شصتچي به عنوان پزشك جراح وسرهنگ به اشتباه گرفته شده بود اما درست از پايان نيمه اول سريال آنجا كه مسعود به عنوان شاعر اشتباه گرفته شد كيفيت كار به شدت افت كرد.به طوري كه من واقعا تعجب كردم آيا ادامه همان مجموعه است.در همان دو قسمت كه اشاره كردم طنز كار قابل قبول بود والبته رد پاي آثار مهران مديري در ان ديده مي شد.والبته نگاه انتقادي مهران مديري به شدت در آن ديده مي شد.اما بعد از اين قسمت كار به شدت ضعيف شد وكار بيشتر به سمت فانتزي شدن رفت.قسمت شاعري واقعا ضعف بزرگي براي اين مجموعه بود اما به تمام شدن اين قسمت وعوض شدن شخصيت كار تاحدودي به حالت سابق برگشت اما همچنان ضعف در آن ديده مي شد.قسمت چهارم مجموعه بسيار باشكوه وپرهزينه ساخته شده بود.حضور حيوانات مختلف ويا منفجر كردن ماشين كارهايي بود كه پيش از اين در اينگونه آثار ديده نشده بود.اما متاسفانه حضور عليرضا خمسه وشكوه اين صحنه ها هم نتوانست مجموعه را به اوج برساند. وتنها چيزي كه باقي ماند همان زرق وبرق اين قسمت بود.البته اين ضعف را هم مي توان به پاي حذف برخي قسمتها گذاشت.صحنه هايي كه حتي در آنونس سريال هم ديده شده بود.همان قسمتي كه رضا رشيد پور در ان قسمت حضور داشت.والبته در تيتراژ هم نام محمدرضا حسينيان هم به عنوان بازگر مهمان ديده شد اما خود ايشان ديده نشدند.كه البته علت حذف اين قسمتها هنوز هم مشخص نيست.اميدوارم اين مجموعه سر آغازي باشد براي مجموعه هاي ديگر طنز .اي كاش همه كارگردانهاي ما جسارت مهران مديري را براي ساخت آثار متفاوت وبه دور از كليشه هاي رايج را داشتند. به اميد ديدن سريالهاي موفق ديگري از مهران مديري

نگاهي به مجموعه پيامكي از ديار باقي
مجموعه پيامكي از ديار باقي به عقيده من موفق ترين مجموعه عيد نوروز امسال بود.سيروس مقدم با كارگداني اين سريال با ديگر نشان داد كه سليقه مخاطب خود را مي شناسد.موضوع سريال يك موضوع كهنه وقديمي بود.بدهكاري براي فرار از دست طلبكاران خود با طرح نقشه اي خود را مرده جا مي زند.اين موضوع پيش از اين در سريال مسافري از هند اثر قسام جعفري ديده شده بود.والبته موضوع يك تله فيلم از خود سيروس مقدم هم بود كه پيش از اين سريال از شبكه سه پخش شده بود.با اينكه موضوع سريال چندان تازه نبود اما طنز قابل قبول فيلم وحضور بازيگران حرفه اي ومشهور سينما وتلوزيون كه بازي هاي خوبي از خودشان به نمايشدر اوردند باعث شد تا مجموعه مورد توجه قرار گيرد.اين مجموعه اولين اثر سيروس مقدم در ژانر طنز بود اما او توانست به خوبي با مخاطب خويش ارتباط برقرار كند.كاري كه پيش از اين با سريالهايي چون نرگش واغما انجام داده بود.حضور بازيگراني چون محمدرضا شريفي نيا-حامد كميلي كه كشف خود سيروس مقدم است- افسانه بايگان-رضا شفيعي جم –شيلا خداداد وسروش گودرزي كه پس از مدتها بارديگر بازي از او ديديم مجموعه را جذاب كرده بود.اين بازيگران كه گلچيني از بازيگران طنز و جدي سينما بودند به خوبي توسط سيروس مقدم هدايت شدند.والبته در اين ميان نبايد از فيلمنامه خوب محسن تنابنده گذشت.
سريال با اينكه تا حدودي تم مذهبي نيز در خود داشت اما هرگز دچار شعارزدگي هاي رايج اين گونه آثار نشد.بلكه با ارائه يك طنز خوب وايجاد موقعيت هاي مناسب توانست مخاطب را به سوي هدف خود سوق دهد.متحول شدن شخصيتها در طول آثار سينمايي وتلوزيوني همواره از مشكلترين قسمتهاي اين آثار است وبارها فيلمساز از نشان دادن اين صحنه ها عاجز مانده بودند حاصل يك اثر ضعيف واغراق شده از كار در آمده بود وتنها عده كمي ازفيلمسازان توانسته اند كه سير تحول شخصيتهاي مورد نظرشان را به خوبي به مخاطب نشان دهند.اما در اين اثر فيلمساز به خوبي توانست اين سير را به خوبي به بيننده نشان دهد.سيروس مقدم در اين مجموعه توانست به خوبي حس تعليق واوج را به مخاطب القا كند.وداستانش را به خوبي بيان كند.در ضمن اگر به سريال اشاره كنيم اما اگر اشاره اي به فيلمبرداري متفاوت وجذاب امير معقولي نكنيم در حق اثر جفا كرده ايم.سبك خاص وحركت فوق العاده دوربين در اين مجموعه هيجان را به خوبي به تماشاگر انتقال مي اداد.بدون اينكه بخواهد تماشاگر را گيج كند.البته اين سبك فيلمبرداري را پيش از اين در سريال اغما نيز ديده بوديم اما در اين سريال اين سبك پخته تر وحرفه تر صورت گرفت.در پايان واقعا حيف است كه به بازي خوب رضا شفيعي جم وحامد كميلي در اين سريال اشاره نكنيم.به خصوص بازي حامد كميلي.او كه پيش از اين در اغما نيز توانايي هاي خود را نشان داده بود اينبار با ارئه يك نقش كاملا متفاوت با آنچه كه پيش از اين از او ديده بوديم نشان داد كه چه قابليت هايي دارد وواقعا حيف است كه اين استعداد در سينما به كار گرفته نشود.

يك نكته ديگر متاسفانه بنده تا اطلاع ثانوي كمتر آپ خواهم كرد چون در حال آماده شدن براي مبارزه با غول كنكور هستم از تك تك عزيزاني كه وب مرا دوست دارند ويا آنهايي كه دوست دارند سر به تن اين وب نباشد خواهش مي كنم كه بنده وتمامي پشت كنكوري هاي عزيز را دعا كنند.ان شاالله بعد از كشتي گرفتن با غول كنكور حسابي از خجالت شما در مي آيم.بار ديگر از همه شما عزيزان خواهش مي كنم بنده را از دعاي خير خودتان بهره مند سازيد.
سخن ماندگار:
وقتى گوشى تلفن را بر مى دارى لبخند بزن.مطمئن باش كه طرف مقابلت آن را از صدايت احساس خواهد كرد.
وقتي به دنياآمدى تو تنها کسي بودى که گريه مي کردى و بقيه مى خنديدن ، سعى کن يه جورى زندگى کنى که وقتى رفتى تنها تو بخندى و بقيه گريه کنند.
سال 1386 هجري شمسي هم به پايان خودش رسيد.سالي با تمام خوشي ها وناخوشي ها.وحال سال1387 هجري شمسي در پيش روي ماست.اميدوارم سال نو سالي خوش توام با موفقيت وشادي براي تك تك شما عزيزان باشد.سال 86 سالي پر فراز ونشيبي براي سينما وتلوزيون ايران بود.مي خواهم در اين پست با يك نگاه طنز نظري گذرا به برخي از اين اتفاقات اشاره كنم.در همين ابتدا بايد بگم هدف اين پست فقط مروري بر چند اتفاق مهم سينمايي وتلوزيروني بانگاه طنز است .باشد كه طنز موجود در اين كار بتواند لبخندي كوچك به شما هديه كند.پس از همين جا از تمامي دوستان كه نوشته هاي زير باعث ناراحتي اش شود عذر خواهي مي كنم.در ضمن اگر هنگام خواندن اين پست سردتان شد ربطي به هوا ندارد مربوط به يخ بودن شوخي هاي اين پست است.در ضمن قسمت سخن ماندگار را با دقت كامل بخوانيد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سال 86 وسينماي ايران:
اگه گفتيد مهمترين اتفاقي كه در سال 86 براي سينماي ايران افتاد چه بود؟بردن جايزه اسكار توسط استاد مسعود ده نمكي؟... نه خير عزيز من يه كم بيشتر فكر كنيد... كچل شدن محمدرضا گلزار؟... نه خير بازم كه اشتباه كردين.بابا مثل اينكه شما از مرحله پرتين!مهمترين اتفاقي كه امسال براي سينما افتاد وسينما كلي به خاطر اين اتفاق به خودش افتخار كرد وواسه خودش نوشابه باز كرد ... افتتاح وب MHCINEMA با مديريت اينجانب بود.ميدونم همتون مي دونستين وجواب نوك زبونتون بود ولي خب... درست روز سي ام شهريور ماه سال 1386 وب MHCINEMA به مديريت جناب آقاي محمدرضا با هدف داشتن نگاهي نو به سينماي ايران به دنيا آمد.البته اين نوزاد عزيز بر خلاف نوزادان ديگر نه تنها در همان ابتدا ونگ نزد بلكه با يك اراده ي قوي شروع به فعاليت كرد.البته از قديم گفته اند :مال حلال به صاحبش مي رود.
از انجايي كه بنده از همان دوران كودكي يعني از يك روزه گي تمام فعاليت هاي خويش را مانند:خوردن وآشاميدن وراه رفتن و... را خودم به تنهايي انجام مي دادم بنابراين اين وب فوق العاده ودانشمند هم به خودم رفته است.همين جا از تشكرات شما به خاطر افتتاح اين وب كه باعث ارتقا سطح اطلاعات عمومي شما شده سپاس گذارم.
خب عزيزان من چرا به گوجه فرنگي مي زنين.الان مي رم سراغ اتفاقات سينمايي ،تلوزيوني امسال.يكم ما خواستيم واسه خودمون پپسي باز كنيم شما نذاشتين.
ابتدا سينما:
سال 86 از نظر پولي سال خوبي براي سينما بود.ابتدا فيلم شاهكار اخراجيها به كارگرداني استاد مسلم سينماي ايران يعني مسعود خان ده نمكي به روي پرده رفت.از اون جايي كه نمك كلا در خون مسعود خان اينا بوده- يه نگاه به فاميلي با مصماي ايشان بندازيد- اين فيلم با يك كاميون بازيگر طنز وكلي جوك وشوخي واراذل اوباش بازي توانست گيشه را به تسخير خود درآورد وبا فروش بيش از يك ميليارد وسيصد ميليوني خودش ركورد فروش را در تاريخ سينما جابه جا كند وتحسين همه را برانگيزد.خيلي ها با ديدن اين فيلم از خنده غش كرده وراهي بيمارستان شدند.البته در اين ميان بودند آدمهاي بخيل وحسودي كه چشم نداشتند ببينند پول توي جيب مسعود خان ده نمكي ويار گرمابه وگلستانش جناب آقاي كاسه ساز برود شروع كردن به نق زدن كه آقا اين چه فيلم مزخرفيه واز اين چرت وپرتها.واينكه داره مسخره بازي در مياره.البته همان طور كه مي دونيد توطئه اين دوستان نگرفت وتيرشان به سنگ خورد وبه فرمده استاد ده نمكي خدا پوزشان را زد وفيلم عين بنز فروخت.تا باشد كه چشم اين عزيزان از كاسه در بيايد- حال به نام فاميلي با مصماي جناب تهيه كننده توجه كنيد- .
اثر هنري بعدي كه بسيار سر وصدا كرد فيلم پارك وي ساخته فريدون جيراني بود.يك اثر اسلشر.((آخ كه اين كلمه چه شيك است وچه قدرقدر قشنگ توي زبون آدم مي چرخه/ در ضمن خدمت برخي از دوستان كم سواد خودم عرض كنم كه اسلشر يعني فيلمي كه درآن افراد با اجسام تيز مود هجوم قرار مي گيرند./ديديد گفتم اين وب باعث بالا رفتن اطلاعات عمومي شما شده)).اين فيلم قرار بود حال فيلمهايي چون تالالو وكشتار با اره برقي را بكيرد اساسي. البته در اين ميان جناب آقا فريدون كوبريك ((داداش استنلي كوبريك)) يك اشتباه كرد وآن عنوان فيلم بود زيرا كه بايد به جاي عنوان بي كلاس پارك وي نام برازنده پارك شادي را براي فيلمشان انتخاب مي كردند.چون موقع تماشاي اين فيلم عزيزان تماشاگر بسيار خنديدند وشادي كردند.كه البته اين از بي جنبه بودن اونها بود.تماشاگران ايراني عزيز كه كلي بي جنبه تشريف دارن وروزي هم هزار تا قتل وكشتار فجيع و وحشتناك را مي بينند((البته توي ويديو خانگي خود از طريق فيلمهاي آمريكايي)) به همين دليل موقع كشته شدن افراد با تبر مي خنديدند.والبته از ديدن قطع شدن انگشتان كلي حال مي كردند.بنده خودم شنيدم كه يكي از اين دوستان موقع ديدن اين صحنه گفت:اينكه چيزي نيست بچه شش ماه من هم از ديدن اين فيلم نمي ترسد!!!!
اتفاق فوق خفن ديگري كه امسال در سينماي ايران روي داد در فيلم آتش سبز بود.البته اين فيلم كه كلا هيچ نكته خاصي نداشوفقط در هنگام فيلمبرداري اين فيلم پگاه آهنگراني عزيز از ارتفاع يك كيلومتري سقوط كردند وهيچ طوريشان نشد(( باز هم نگاهي به فاميلي ايشان بياندازيد تا بفهميد يك من آهن چه قدر كره دارد))
البته امسال حادثه هاي ديگري نيز به وقوع پيوست
فيلمهاي جشنواره كي پس از ديگري اكران مي شد تا اينكه مرداد ماه فرا رسيد.قرار بود در اين روز فيلم بسيار بي تربيت وبي ادب سنتوري اكران شود.كه خدا را شكر جناب .وزير محترم ارشاد زخمت كشيده ويك تنه جلوي اكران اين فيلم را گرفتند ونگذاشتند كه مردم اين فيلم بي ادب را ديده واز راه به در شوند.فيلم اكران شد.وجناب وزير محترم ارشاد اين فيلم را زشت وبي تربيت وداراي صحنه هاي غير اخلاقي خواندند.به طوري كه زماني كه بنده اين فيلم را خريدم.وقتي به خانه امدم فيلم را تنهايي توي اتاقم ديدم تا مبدا در آن صحنه هاي مورد دار باشد ونكند كه افراد خانواده از راه راست دور شوند. البته در طول فيلم بنده هرچه قدر تلاش كردم صحنه جيز دار توش پيدا نكردم.حتي فيلم را به صورت وارونه هم نگاه كردم اما دريغ از يك صحنه مورد دار. عوضش فيلم به جاي بي تربيتي كلي درباره عشق ومضرات اعتياد حرف زد وبنده كلي از ديدن اين فيلم كيفور شدم.البته بماند كه پس از ديدن اين فيلم چند اثر هنري ديگر مانند هشتمين روز ،صحنه جرم ورود ممنوع ،اگه مي توني منو بگير وقلقلك را ديدم وخوشي از دماغم بيرون آمد.البته من علت اكران نشدن وبعد بيرون آمدن سي دي قاچاق آن را مي دانم.همش زير سر اين محمد سلوكي بود. از آنجايي كه قرار بود محمد سلوكي نقش علي سنتوري را بازي كند ودر نهايت با توطئه محمدرضا شريفي نيا اين نقش از دست محمدسلوكي بيرون رفت وتنها يك نقش زپرتي كه بهش رسيد.نقشي كه در آن محمد سلوكي در نقش يك چوب خشك ظاهر شدوالبته محمد جان هم نامردي نكردند ويك نفرين سياه براي اين فيلم فرستاند و آرزو كردند كه فيلم حناق آفريقايي بگيرد((يعني اكران نشود)).
پس از اين مدت فيلمهاي بي نظيري چون كلاغ پر با بازي براد پيت وآنجليا جولي ((ببخشيد محمدرضا گلزار .مهناز افشار/البته زياد هم فرقي باهم ندارند))براي گروه سني الف يعني كودكان زير ده سال اكران شد.اين فيلم موفق با تلفيقي از ژانر هاي تريلر، طنز وعاشقانه يك اثر حماسي وپر سرو صدا را خلق كرد.به طوري كه همه پس از ديدن اين فيلم در سينما انگشت به دهان مي ماندند.كه چه طور ديگي به اين بزرگي سرشان رفته است.
پس از اين فيلم توفيق اجباري اثر ماندگار محمد حسين لطيفي با بازي محمدرضا گلزار((كه توي خوشتيپي وخوشگلي به من رفته ودر ضمن اسممون هم شبيه هم است)) اكران شد..بار ديگر اين فيلم اينبار مثل بي ام و فروخت.وباز هم چشم تمامي حسودان وبخيلان از كاسه درآمد.چرا كه فيلم با فروش يك ميلياردي خودش دومين فيلم پرفروش سينماي ايران در سال 86 ويكي از سه فيلم ميلياردي تاريخ سينما شد.نكته بسيار جالب اينكه در اين فيلم محمدرضا پيت نقش خودشان را بازي كردند اما در نظر سنجي ارائه شده از سوي سايت سي نت ايشان چهارمين بازيگر برتر اين فيلم بودند! البته ما مي دانيم كه اين نيز توطئه اي از جانب مخالف زشت وبد قيافه گلزار عزيز كه به خوشتيپي ايشان حسادت مي كردند بود.ورضا جووووووووووووووووون در اين فيلم بسيار عالي بودند.
اكران اين دوسوپر شاهكار باعث شد كه ما غصه اكران نشدن سنتوري را ازياد ببريم وكلي به بدبختي سينماي ايران بخنديم.
جشنواره فجر امسال هم از راه رسيد اما اين جشنواره رخلاف دوره پيش بدون هيجان بود وهيچ گونه گيس وگيس كشي در آن صورت نگرفت.در اين دوره امين حيايي كه با آل پاچينو ي سينماي اران مشهور هستند جايزه بهترين بازيگر مرد را از آن خود كردند.از آن طرف مريل استريپ((ببخشيد هنگامه قاضياني/ اسمش تو همين مايه ها بود)) برنده جايزه بهترين بازيگر زن را از ان خود ساختند.البته اينبار نيز تير دشمنان سينماي ايران كه چشم پيشرفت سينماي ايران را ندارند به سنگ خوردوهر چه اين عزيزان گلوي خود را جر دادند وفرياد كشيدند كه اي آقا جايزه بهترين بازيگر بايد به گلشيفته فراهاني برسد.هيچ كس گوش نكرد.انگار كه سرماي شديد باعث پاره پدن پرده گوش اين عزيزان ونابينايي چشمانشان شده بود.ودر نهايت جايزه به هنگامه استريپ رسيد.در ضمن امسا طبق معمول جناب مجيد مجيدي جايزه بهترين كارگرداني امسال را گرفتند.والبته قرار شد تا نام جايزه سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني به نام جايزه بهترين مجيدي بلورين تبديل بشود.
البته امسال فيلم هايي چون روز سوم،خون بازي،اتبوس شب و... اكران شدند .ولي چون هيچ ميخي نتوانست اين فيلمها را پنچر كند وحالشان را بگيرد بنابراين بنده نيز به اين فيلمها اشاره اي نمي كنم.
يك نكته ديگر اينكه از امسال سانسور فيلمها جزو مراحل فني فيلمها به حساب خواهند آمد واز جشنواره سال بعد سيمرغ بلورين نيز به بهترين سانسور داده خواهد شد.
اين از سينماي به گل نشسته حال برويم سراغ جعبه جادويي يعني تلوزيون باحال خودمان:
اولين سريالي كه بسيار مورد توجه قرار گرفت سريال اغما يا همان الياس عزيز بود كه در ماه رمضان از شبكه يك پخش شد.اين سريال كه هيچ گونه نظري به سريال او يك فرشته بود نداشت توسط سيروس مقدم ساخته شد وايشان پا روي دم شيطان گذاشتند.در اين فيلم حامد كميلي در نقش الياس كه يك عدد شيطان بود به سراغ دكتر پژوهان آمد تا ايشان را از راه به در كند.البته در ابتدا موفق به كار زشت خود شد اما در نهايت باكمك پير بابا الياس كله پا شد وتركيد.در اين فيلم يك عدد رز گل نيز وجود داشت كه كلي بهمان حال داد.وكارهاي فوق خفني نيز از جمله كار گذاشتي دوربين مخفي در اتاق خواب براي پيدا كردن رمز گاوصندوق برايمان آموزش داد.در اين فيلم الياس يا همان حامد كميلي بازي بسيار خوبي از خودشان در كردند وما كلي حال كرديم از بازي ايشان.البته درمورد اين فيلم دو مورد براي من باقي ماند.يكي اينكه وقتي جناب شيطان از طريق خطوط بي سيم الياس سل با موبايل دكتر تماس مي گرفتند چه شماره اي روي آيدي كالر موبايل دكتر مي افتاد؟ لطفا هركي جواب اين سوال را مي داند زودتر به من بگويد تا يك جايزه خفن برايش بفرستم. نكته دوم اين فيلم اين بود كه پس اينكه دكتر پژوهان از خانه با ماشين بيرون مي رفتند اين الياس خان كه همه شيطان باشد در را برايش مي بست.اما ما كه كلي هم از طرفداران اين جناب عزيز بوديم هيچگاه نشد كه در را برايمان ببندد.وزحمت درباني به دوشمان افتاد.
سريال بعدي كه بسيار مورد توجه آقايان مخصوصا آقايان با سن بالا قرار گرفت فيلم بي تربيت ميموه ممنوعه بود.اين فيلم به كارگرداني حسن فتحي از شبكه دوم سيما پخش شد.در اين فيلم حاج آقا فتوحي عاشق مامان كوچولو كه همان هستي خانم بود شدند.وكار به جاهاي باريك كشيد!!!!!!!!!! البته در اين فيلم با تلاش شبانه روزي آقا جلال عزيز جناب فتوحي به راه راست هدايت شدند واز به وجد آمدن يك فاجعه عظيم انساني! جلوگيري كردند ودر نهايت همه چيز به خوبي وخوشي تمام شد وهمه رفتند دنبال باقالي ها. البته بنابه گزارش آماري ارائه شده توسط خبرنگار اختصاصي MHCINEMA پس از اين فيلم آمار خريد تسبيح قرمز به شدت چشمگيري افزايش پيدا كرد وكار به بازار سياه وغيره كشيد.
سريال پر سر وصداي بعدي حلقه سبز ساخته ابراهيم حاتمي كيا بود.فيلمي كه بسيار سر وصدا كرد.ما در اين فيلم با حسن گلاب معروف به حسن كچل همراه شديم وكلي از ديدن اين فيلم حال كرديم.((توضيح:با اينكه اين فيلم بسيار پر سر وصدا بود وچند نفري را پنچر كرد اما به دليل علاقه اينجانب به اين فيلم زياد در موردش حرف نمي زنم وباهاش شوخي نمي كنم.مگه از جونم سير شدم كافيه يه كم با اين حلقه سبز شوخي كنم تا اين اقليما جان عزيز از همان خانه خودشان از طريق مانيتور با مشت يك بادمجان خوشگل زير پاي چشمم بكارندو بنده ريغ رحمت را سر بكشم))
سريال ديگري كه بسيار گرد وخاك به راه انداخت سريال ساعت شني بود كه اين سريال هم بسيار بي تربيت وبد بود((چه قدر امسال فيلم بي تربيتي پخش شده- ماكلي از راه به در شديم)) بسيري از روشنفكران پس از ديدن اين سريال داد وفغان كردند واعتراض كردند كه آقا اين چه سريال بي ادبي كه دارين پخش مي كنين اين سريال باعث از راه به در شدن بسياري از جوانان شده است.در اين سريال بسياري از بزرگان سينما با خط قرمز ومورد هاي جيز دار سر وكار داشتند وكلي آه ونفرين حواله شان شد.اصلا هرچي مي كشيم از اين خط قرمز وتيم قرمز است كه ما رو بيچاره كرده است.
واي خسته شدم.اين انگشتام سرشون گيچ رفت از بس تايپيدم.خب اين هم مروري بر چند حادثه مهم سينما وتلوزيون ايران اميد وارم كه كلي حال كرده باشين.
راستي جواب اون سوال بالايي رو كه بارنگ آبي مشخص شده هركي بده يك عدد جايزه مخصوص ((يك سري از فيلمها ماندگار سينماي ايران)) اهدا خواهد شد.
سال نو مبارك.جيبتان پر پول.لبتان خندان من را هم فراموش نكنيد وموقع تحويل سال حتما حتما همديگر را دعا كنيد.
البته بنده مي دانم كه شما مي خواهيد برايم عيدي بفرستيد.خب با تشكر از شما كه وظيفه تان را انجام مي دهيد.
بايد يك نكته اي بهتان بگويم.بنده يك عدد جوراب سقيد رنگ ويك دكمه نوك مدادي خريده ام لطفا متناسب با آن برايم كت وشلوار عيدي بفرستيد.با تشكر از همه شما عزيزان.يا علي تا سال آينده فعلن خدانگهدار.